0:00
/

کنجکاوانه ۲: سازوکار قدردانی

درباره‌ی قدردانی، انتظار و بدیهی‌انگاری زندگی

کنجکاوانه مجموعه ای از پرسش و پاسخ های فلسفی و کنجکاوی های امیر نوذری است؛ گفتگوهایی که از تجربه های روزمره، بحران های شخصی، پرسش های ساده و تردیدهای ذهنی شروع می شوند و به مفاهیمی عمیق تر درباره انسان، رنج، معنا، دین، ذهن و شیوه زیستن می رسند.

در دومین قسمت، گفتگو با قدردانی آغاز می‌شود. بحث اصلی درباره چیزهایی است که تا وقتی در دسترس ما هستند، حضورشان را بدیهی می‌انگاریم؛ از سلامت و روابط انسانی گرفته تا کار، زمان و خود زندگی.

گفتگو سپس به پیوند میان قدردانی و انتظار می‌رسد. هر دادوستدی می‌تواند انتظاری برای تکرار یا جبران ایجاد کند و همین الگو، از روابط روزمره تا باورهای متافیزیکی امتداد یابد. با استفاده از مفاهیم «آماده‌دردست» و «حاضردردست» در فلسفه هایدگر، بحث به این پرسش نزدیک می‌شود که چرا بسیاری از امور تنها هنگام اختلال، فقدان یا نزدیک‌شدن به مرگ برای ما آشکار می‌شوند.

در ادامه، روایت‌سازی به‌عنوان یکی از توانایی‌های بنیادین ذهن بررسی می‌شود؛ توانایی‌ای که می‌تواند تجربه ما از کار، رنج، لذت و حتی گریه را دگرگون کند. قدردانی در این معنا، تمرینی برای مثبت‌اندیشی نیست، بلکه تلاشی است برای دیدن آنچه هنوز هست، پیش از آن‌که فقدان، حضورش را به ما یادآوری کند.

اپیزودهای مرتبط در پادکست ژرفا و دوجلدی نوروفلسفه:

کتاب‌های نام‌برده شده:

افراد نام برده شده:

اصطلاحات استفاده شده در اپیزود:

  • آماده‌دردست (ready-to-hand / Zuhandenheit): چیزی که بی‌آن‌که مستقیما به آن توجه کنیم، در زندگی از آن استفاده می‌کنیم؛ مانند چکشی که هنگام کار بخشی از عمل ما می‌شود.

  • حاضردردست (present-at-hand / Vorhandenheit): زمانی که همان چیز، معمولا بر اثر خرابی یا اختلال، از جریان عادی بیرون می‌آید و به موضوع توجه ما تبدیل می‌شود؛ مانند چکشی که دسته‌اش شکسته است.

اشعار خوانده‌شده از عمر خیام:

ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان
انصاف بده کدام خونخوارتریم

گویند بهشت و حور عین خواهد بود
آنجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود

Discussion about this video

User's avatar

Ready for more?