0:00
/

مسئله‌ی ایمان

گفتگویی درباره‌ی دگماتیسم و نسبت دین، ایدئولوژی و خرد

در این اپیزود گفت‌وگو از یک تفکیک آغاز می‌شود: تفاوت میان باور و ایمان. از این‌که باور چگونه در یک فرایند تدریجی شکل می‌گیرد، چگونه تقویت می‌شود و در چه نقطه‌ای به وضعیتی می‌رسد که امکان خطاپذیری در آن بسته می‌شود. همین نقطهٔ بسته شدن امکان نقد، جایی است که بحث به دگماتیسم می‌رسد؛ نه به‌عنوان یک برچسب، بلکه به‌عنوان یک سازوکار ذهنی و زیستی.

در ادامه، پرسش از این‌که آیا دگماتیسم فقط به دین مربوط است یا می‌تواند در هر دستگاه فکری شکل بگیرد، مسیر گفت‌وگو را به نسبت میان دین و ایدئولوژی می‌برد. این‌که این دو لزوما یکی نیستند، در کجا از هم جدا می‌شوند و در چه شرایطی یک نظام معنا‌ساز به ساختاری نسخه‌دهنده برای تمام ساحت‌های زندگی تبدیل می‌شود. در همین مسیر، نگاه ارائه‌شده به دین نه به‌عنوان مجموعه‌ای از احکام، بلکه به‌عنوان چارچوبی برای معنا دادن به زندگی، پیش‌بینی ناشناخته‌ها و نسبت برقرار کردن با رنج طرح می‌شود.

بحث سپس به خداباوری می‌رسد؛ نه برای اثبات یا رد آن، بلکه برای طرح این پرسش که نسبت انسان با امر قدسی چگونه سنجیده می‌شود و مرز میان تجربهٔ شخصی، ایمان و دستگاه ایدئولوژیک در کجاست. مسئله این‌جا محتوای یک باور نیست، بلکه امکان بازبینی و گشودگی آن است.

در بخش پایانی، گفت‌وگو با ارائه‌ی تعریفی از خرد بسته می‌شود؛ خرد به‌عنوان امکانی برای باز نگه داشتن منفذ خطاپذیری، فاصله گرفتن از قطعیت‌های نسخه‌دهنده و حرکت در جهانی که هیچ چارچوبی در آن مصون از بازنگری نیست.

کتاب‌های نام‌برده شده:

اپیزودهای مرتبط در پادکست ژرفا و دوجلدی نوروفلسفه:

ملاحظات:

  • در دقیقه ۲۷:۰۰ به اشتباه به جای اصطلاح Testability عبارت Testifiability گفته شده است. این مفهوم به معنی آزمون‌پذیری در علم اشاره دارد.

  • در این اپیزود از واژه «متافیزیک» استفاده کرده‌ام و در چند بخش نیز خودم را به اشتباه «آنتی‌متافیزیک» توصیف کرده‌ام. منظور من از این عبارت، مخالفت با متافیزیک فلسفی به معنای آکادمیک آن نیست. یعنی مخالفت با حوزه‌ای از فلسفه که به مطالعه مفاهیمی مانند ذهن، علیت، زمان، هویت، و ساختار جهان می‌پردازد.

منظور نقد و فاصله گرفتن از مدل‌های ماورائی و فراتجربی درباره ذهن، آگاهی، جهان، زندگی پس از مرگ، انرژی‌های کیهانی، یا هر نوع ادعای فرامغزی و غیرقابل تجربه مستقیم است که فراتر از فرایندهای شناخته‌شده زیستی و عصبی قرار می‌گیرند.

به همین دلیل، توصیف دقیق‌تر برای رویکرد من «پسامتافیزیکی» می‌باشد؛ یعنی رویکردی که در عین به رسمیت شناختن نقش تاریخی و فرهنگی متافیزیک، پیشنهاد می‌کند فهم ذهن و جهان بیش از پیش بر علوم شناختی، نوروساینس، تجربه انسانی، و مدل‌های طبیعی‌گرایانه استوار شود.

افراد نام برده شده:

افراد ذکر شده در این بخش، نه به قصد کسب اعتبار یا به دلایل مشابه، بلکه به منظور ارج‌گذاری به سخنان، تحقیقات و آثار علمی و ادبی آنان معرفی می‌شوند. هدف از این اقدام، فراهم آوردن فرصتی برای مخاطبان است تا ریشه و منبع اطلاعات را شناسایی کرده و از آن‌ها برای تحقیقات عمیق‌تر و گسترش دانش خود بهره‌برداری نمایند.

Discussion about this video

User's avatar

Ready for more?