در این گفتگو با روزبه تقیزاده، بحث از تجربهی ساختن استارتاپ گلگیفت آغاز میشود؛ از جایی که یک ایده در برخورد با کاربر، بازار، خطا و بازخورد، آرامآرام از شکل اولیهی خودش فاصله میگیرد. اما مسیر گفتگو خیلی زود گستردهتر میشود و به این پرسش میرسد که دوباره فکر کردن فقط یک روش کاری در استارتاپ نیست؛ گاهی تنها راهی است که باعث میشود یک فکر، یک تصمیم، یک سازمان یا حتی یک جامعه در برابر واقعیت بسته نماند.
در این اپیزود، بازخورد از معنای سادهی نظر گرفتن فراتر میرود. بازخورد یعنی تماس با چیزی که در تصور اولیهی ما غایب بوده است؛ چه در ساختن یک محصول، چه در ادارهی یک شرکت، چه در رابطهی میان نسلها، چه در سیاست و چه در باورهایی که سالها بدیهی به نظر رسیدهاند. گفتگو از محصول اولیه (MVP) و تغییر مسیر در کسبوکار شروع میشود، اما بعد به سازمان، اقتدار، اطاعت، نقد، گفتگو، دموکراسی، حریم خصوصی، جزماندیشی و آمادگی برای عدم قطعیت میرسد.
بخش مهمی از گفتگو درباره این است که چطور میشود از ساختارهای بسته فاصله گرفت؛ از مدیری که همیشه تصمیم آخر را میگیرد، از سازمانی که در آن کسی جرات نقد ندارد، از جامعهای که در آن شنیدن صدای مخالف به بحران تبدیل میشود، و از باورهایی که آنقدر به هویت ما چسبیدهاند که تغییر دادنشان شبیه فرو ریختن خودمان به نظر میرسد. در برابر این وضعیت، دوباره فکر کردن نه یک شعار، بلکه تمرینی است برای شنیدن، نقد شدن، تغییر دادن مسیر و پذیرفتن این که هیچ فکری نباید از آزمون، گفتگو و بازبینی معاف باشد.
این گفتگو در نهایت به همان چیزی نزدیک میشود که در قلب ویزدورایز قرار دارد: نشستن و حرف زدن، نه برای رسیدن به پاسخ نهایی، بلکه برای این که ایدهها در برخورد با یکدیگر حرکت کنند، بعضی از قطعیتها ترک بردارند و شاید چیزی تازه از میان این برخوردها شکل بگیرد.
اپیزودهای مرتبط در پادکست ژرفا و دوجلدی نوروفلسفه:
کتابهای نامبرده شده:
افراد نامبرده شده:
کلیدواژههای این اپیزود:
استارتاپهای نامبرده شده:









