نیچه و هایدگر،
نه از جهت شهرت یا عدد ابرانساناند و من بوزینه،
بلکه از آن حیث که در حین خوانش اثرهایشان دچار احساس زنندهای به نام «حقارت» میشوم!
تو ای بوزینهی مدرنِ شهرنشین،
تو حتی کپیکتِ آن فرزانگان دلاور هم نیستی.
تو از ترسْ بر جای خود ادرار میکنی،
تو از فرط خشمْ تکرار میکنی.
تو چون کشتی بی لنگر، به دو صخره کوبیده میشوی،
سخرهی نا امیدی در باتلاق و سخ…

