در این کتاب مسئله رنج نبود. رنج پیش از هر نظریهای وجود داشته و پس از هر نظریهای نیز باقی خواهد ماند. آنچه در این صفحات دنبال شد مسیرهایی بود که انسان برای فرونشاندن آن انتخاب میکند و راههایی که از خلال همان انتخابها رنج دوباره در جایی دیگر ظاهر میشود.
در هر مقیاسی همین حرکت دیده شد. در بدن، در رابطه، در روایتهای جمعی، در سیاست و در نسبت انسان با زمین. فشار بالا میرود، پاسخی آن را پایین میآورد، و همان پاسخ در مسیری دیگر فشار تازهای میسازد. چیزی فرومینشیند و چیزی دیگر آغاز میشود.
درنگ، تابآوردن و پیشبینی قرار نبود چرخه را از میان بردارند. هیچ کنشی چنین توانی ندارد. این سه فقط فاصله کوتاهی ایجاد میکنند؛ فاصلهای که در آن پاسخ آشنا برای لحظهای از قطعیت میافتد و مسیرهای دیگر قابلدیدن میشوند.
اما حتی این فاصله نیز تضمینی به همراه ندارد. انسان همچنان ممکن است همان پاسخ همیشگی را انتخاب کند. رنج همچنان ممکن است در جایی دیگر بازگردد. پیشبینی نیز هرگز کامل نخواهد بود.
در فصل بعد، همین سازوکار از سطح انتزاع خارج میشود. نه با نظریههای تازه و نه با توصیه، بلکه با موقعیتهایی که هر روز تکرار میشوند. جایی که پاسخها پیش از آنکه نامگذاری شوند، عمل میکنند؛ در انتخابهای ساده، در واکنشهای فوری، در همان لحظهای که رنج ظاهر میشود و پاسخ، بیدرنگ، شکل میگیرد.
هر بار که رنج ظاهر میشود
پاسخی آماده است
و هر پاسخ
جهانی را آرام میکند
و جهانی دیگر را
آغاز.

